محمد على مجاهدى

620

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

روز و شب ديده ز خوناب جگر ، تر دارم * چشم اميد به راه على اكبر دارم هوس بوسه به رخسارهء اصغر دارم * گاه ازين غم به دل غمزده آذر دارم كه مبادا اجل آيد به سرِ بالينم * ندهد دست كه ديدار عزيزان بينم . . . بگو اى مرغ ! پريشانى احوال تو چيست ؟ * خبر مرگِ كرا دارى و اقوال تو چيست ؟ از كجا مىرسى و خستگى حال تو چيست ؟ * چون دل من اثر خون به پر و بال تو چيست ؟ گفت : اى فاطمه ! اين خون بود از حلق امام * كشتهء كرب و بلا از ستم لشكر شام . . . 57 . صلح‌خواه ، على اكبر ( خوشدل ) على اكبر صلح‌خواه متخلّص به « خوشدل » و معروف به « خوشدل تهرانى » در سال 1293 ه . ش در تهران به دنيا آمد . پدرش مرحوم حاج رحيم فرزند مهدى بيك كرمانشاهى از ايل مبارز سنجابى و مادرش از خاندان شريف كاشان ، و ازاين‌روى خوشدل به اين دو شهر عشق مىورزيد : گرچه تهران مسقط الرأسِ رهىست * مادرم كاشى ، پدر كرمانشهىست وى تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در دبيرستان « ثروت » تهران ادامه داد و سپس در مدرسهء « مَروى » به تحصيل ادبيات عرب پرداخت و مُغنى و مطوَّل را در خدمت مرحوم حاج شيخ على رشتى آموخت و چندى هم در اصفهان و شيراز به تكميل ادبيات و منطق و فلسفه پرداخت و سرانجام در 72 سالگى به سال 1365 در تهران بدرود حيات گفت . استاد « خوشدل » از چهره‌هاى نامدار و ماندگار شعر آيينى در روزگار ماست و رويكرد جدّى او در دوران خفقان ستمشاهى به مقوله‌هاى ارزشى فرهنگ عاشورا زمينهء بيدارى و آگاهى را در سطح وسيعى از محافل مذهبى آن روزگار به وجود آورد و ازاين‌روى بايد او را از پيشقراولان شعر انقلاب به شمار آورد . استاد خوشدل داراى طبعى متين و روان و ذهنى جستجوگر و مضمون‌ياب و كلامى فاخر و استوار بود و از ميان سبك‌هاى مختلف ادبى ، بيشتر به شيوهء اصفهانى ( هندى )